دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
424
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
اگر چهارباغ به دليل سادگى سنجيده و كردوكار آن در مقام تفرجگاه عمومى بر بخشى از اصفهان جديد تحميل شده بود ، ميدان نيز يك چنين موقعيتى در شرق اصفهان داشت . جالب نظر اينكه اين دو طرح اجرائى هيچ رابطه مستقيم با يكديگر نداشتند ، ولى كاملا روشن بود كه چهارباغ را به صورت گذرگاهى عمده براى رسيدن به ميدان درآورده بودند . شايد حقوق مالكيت زمين و كردوكار جارى اين منطقه هردو طرح اجرائى شاه را محدود ساخته است . بهرحال ، خيابان و ميدان از مشخصههاى كليدى شهر اصفهان جديد بود و چارچوبى را تدارك مىديد ، كه ابنيه بعدى اصفهان مىتوانست در آن جايگير شود . بيشترين اهميت آنها در مقياس طولىشان نهفته بود . ميدان 512 در 159 متر بود و لذا بالغ بر هشت هكتار را دربرمىگرفت و از حيث اندازه از ميادين شهرى اروپا جلو مىزد . عماراتى كه با طاقگان كوتاه دو طبقه در جلو آن قرار مىگرفت و حدود آنرا تعيين مىكرد و آنرا بهصورت يك ميدان درمىآورد تا يك منطقه گلوگشاد ، بر وسعت ظاهرى آن مىافزود . اين عمارات در سال 1 - 1020 / 12 - 1611 برپا شدند و در درجه اول هم حالت كاربردى داشتند ؛ در طبقه پائين آنها مغازهها و در طبقه فوقانى اقامتگاهها قرار داشت . امّا كوتاهى آنها تأثير زيبائىشناختى زيادى داشت كه توانمندى چهار عمارت را كه طاقگان را قطع مىكردند ، بالا مىبرد . با اينكه ميدان همرديف با درختان چنار و نهر آب بود ، امّا هيچ عمارتى در فضاى باز و پاكسازىشدهء آن جاى نمىگرفت و دقيقا همين دلگشائى بود كه به ميدان مجال مىداد تا در حيات شهر اصفهان سهم و نقشى متفاوت داشته باشد . اين ميدان در جاى خود ، بازار ، زمين مشق و سان ، محكمه ، زمين چوگان ، صحنهاى براى نمايش باز و برگزارى مسابقه و فضايى براى جنگ حيوانات و شهربازى بسيار باشكوهى در هنگام شب و فضائى آماده براى انواع سرگرميهاى دربارى بود . شاه عباس ضمنا به منظور تثبيت محدوده ميدان ، با افزودن ورودى سترگى در وسط هر ضلع كوتاه آن ، پلانهاى خود را در مورد نماى پيشين كامل كرد . اين درگاهها به ترتيب به مسجد شاه و بازار قيصريه وصل مىشدند . شاه در وسط هر چهار جهت عمارتى بنا نهاد و لذا ميدان به صورت مثناى غولپيكرى از صحن چهار ايوانى درآمد كه مثل مساجد ، مدارس ، خانهها و كاروانسراها ، عمادى محكم براى حفظ تخيل معماران ايرانى بود . اين سنجش را فقط 1 / 3 درصد طول تا جوانب كوتاه بهم مىزد و حتى همين مسأله هم تبيينى به دنبال داشت . اگر از طرف شمال نگريسته شود مدخل ورودى مسجد شيخ لطف اللّه كه عالىقاپو درست مقابل آن قرار دارد در يكسوم مسيرى ديده مىشود كه به موازات نماى پيشين كشيده شده است ، و حال آنكه قرينهسازى حكم مىكند كه درست در نيمه راه جوانب عرضى ديده شود . اجراى سازههاى سابق شاه را مجبور ساخت تا از اقدام به تغيير كامل ميدان جلوگيرى